من غریب تنهای دربه در.... تورو به غریبی و بی کسی عاشورای زینب بهم نگا کن.... میدونم امشب سرت خیلی شلوغه ، ولی شنیدم شلوغی سرت نمیذاره از دیگران غافل بشی ... منم هستم ها... بنده اتم ... خودت رزق و روزی بهم دادی ، بزرگم کردی ...مگه میشه نگام نکنی....
برچسب:
نویسنده: پرنیا فراهانی